كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

774

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

سلطان محمود و ملو خان گريخته به شهر درآمدند و صاحب‌قران سعادت قرين نماز پيشين به دروازهء دهلى رانده هرچند قادر بود كه به شهر درآيد نظر بر حال عجزه و مساكين عنان بازكشيد و در موضع حوض خاص نزول فرمود و حوض خاص را درياى همت سلطان فيروز شاه چنان وسيع ساخته كه تير پرتاب از يك طرف به ديگر طرف نمىرسد و از آب باران در موسم بشكال پر آب زلال مىشود و تمام سال اهالى دهلى آب از آن برمىدارند و مرقد سلطان فيروز شاه بر كنار آن واقع است . افاض اللّه عليه شآبيب الغفران . و آن محل چون از موكب همايون محلّى شد ، شاهزادگان و امرا و اركان دولت مراسم تهنيت به جاى آوردند و آثار شجاعت و غرايب امور كه به فر دولت قاهره در آن معركه از هركس به ظهور آمده بود بازمىنمودند و آن حضرت از ملاحظهء وفور نعم الهى آب در چشم آورده رقّت فرمود . چه ديدهء دولت او از طلعت فرزندان كامكار و امراى نامدار و اعوان و انصار به فروغ نور تأييد الهى به غايت روشن بود . ذكر فرار سلطان محمود ملو خان و فتح دار الملك هندوستان چون سلطان محمود و ملو خان گريخته و عقد جمعيت از هم ريخته به شهر درآمدند از آن جرأت پشيمان شدند . امّا فايده نداشت . الآن قد ندمت و ما ينفع النّدم . و همان شب كه در تيرگى چون روز بخت هندوان سياه بود ، نيم شب سلطان محمود از دروازه هودرايى و ملو خان از دروازهء بركه كه هردو در جانب جنوب جهان‌پناه واقع است بيرون رفته گريختند و آن حضرت جمعى دلاوران در عقب فرستاده بسيارى از گريختگان فرود آورده غنيمت فراوان گرفتند و دو پسر ملو خان يكى سيف خان كه به ملك اشرف « 1 » مشهور بود و ديگرى خداداد اسير كرده بازآمدند و همان شب امير اللّه داد و جمعى امراى قشون به ضبط دروازهاى تمام شهر قيام

--> ( 1 ) . ظف : « به ملك شرف الدين اشتهار يافته بود . » ( ج 2 ص 90 ) .